أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 76

كنوز المعزمين ( فارسى )

گردن و سينهء اطفال كنند . از اين معنى مجازا بعلاقهء عموم و خصوص يا اطلاق و تقييد ، مطلق هر دعا و لوحى است كه آن را به مقصود ايمنى از چشم‌زدگى و آفات ديگر بخوانند يا نوشته با خود دارند مانند آيت ( و ان يكاد ) كه عين كلمات آن را بخوانند و مكتوب آن يا لوحى را كه از عدد حروفش پر شده باشد همراه خود دارند يا در محلّى از قبيل سردر خانه و باغ قرار دهند - و نيز ادعيهء روزانه كه بنام عوذات و تعويذات و تعاويذ ، هر روز دعايى مخصوص كه اغلب بكلمات استعاذه شروع مىشود « 1 » براى دفع شرور و بليّات آن روز بخوانند و آن را عوذهء شنبه و يكشنبه . . . الخ گويند . - و همچنين اشياء ديگر از جمادات و نباتات كه هر قوم و جماعتى به اعتقاد خود آن را دافع چشم زخم دانند از قبيل درخت معوّذ اعراب جاهلى و آهن پاره و نعل كه عوام فارسى در ركاب اتومبيل و آستانه و سردر سراى نصب كنند يا ودعه كه بر گردن اسب و استر و درختان بارآور و چيزهاى ديگر كه در نظر ايشان عزيز و ارجمند باشد ببندند . كلمهء عوذهء عربى و چشم‌پنام و چشم زد و نظاير و مرادفات آن از الفاظ تازى و پارسى در هر دو معنى مطلق و مقيّد كه گفتيم استعمال مىشود - و گاهى هم اين كلمات را بمعنى رقيه و افسون به كار برده‌اند كه امثله و شواهدش بعد از اين بيايد . كلمهء معاذه بفتح ميم هم در عربى مرادف عوذهء اصطلاحى ضبط شده است .

--> ( 1 ) - نظير اعوذ بوجهك الكريم - اعوذ باللّه من شرّ فلان - و اعيد فلانا باللّه و اسمائه من كل ذى شر و كلّ داء و حاسد و حين . . . الخ .